هستی، عشق من و بابایی

ماه چهارم بارداری

سلام من باز اومدم راستش دکتروظیفه شناس دکتر خوبی بودم ولی چون ازم دور بود و زمستون هم داره میاد بهتر دیدم باز هم دکترمو عوض کنم خخخخخ باز هم با کلی تحقیق رسیدم به یه دکتر خوب.این بار خانم دکتر اخلاق نجات.یه مطبشون به ما خیلی نزدیکه.واسه ماه چهارمرفتم پیش ایشون.واقعا صبور و باحوصله و مهربون بودن و به همه سوالام جواب میدادن.وزنم 60 کیلو بود.همچنان وزنی اضافه نکردم و تازه 2 کیلو هم کم کردم.نگران نیستم چونت میدونم تو عزیز دلم هرچی که لازم باشه از بدنم میگیری.منم فعلا وقت هست واسه وزن گرفتن. هرچند فعلا حالت تهوعام هست و واقعا بی اشتهام. فقط از سر تکلیف و اینکه بعد از غذا قرصامو بخورم یه کم غذا میخورم.خیلی دلم میخواد یه چیزیو هوس کنم و با اش...
18 آذر 1394

عوض کردن دکترم

دوباره سلااااام عزیزان از اونجایی که از دکتر سابقم ناراضی بودم و چند مورد ازش فراموشی دیدم، تصمیم گرفتم دکترمو عوض کنم. با یه جستجو تو نت به خانم دکتر وظیفه شناس رسیدم. نوبت گرفتم و دیروز با همسری رفتیم پیشش. خیلی خانم صبور و آروم و خوش برخوردی بود. اصلا استرس نداشت و به آدم استرس نمیداد. با حوصله همه سوالامو جواب داد. وزنم 58 بود. 2 کیلو کم کردم تا الان که سه ماهه ولی فدای سر نی نی خوشگلم. فشارمو گفت 12 رو 7 که خوبه. واسه اولین بار صدای قلب خوشگلمو شنیدم.واااای چقد ذوق کردم از شنیدنش. با دست شکممو معاینه کرد و گفت رشدش هم نسبت به وزنش خوبه خداروشکر. جواب آز غربالگری و سونو ان تی رو هم گفت منفیه خداروشکر. برام آزمایش جدید نوشت که باید انجام...
12 آبان 1394

غربالگری سه ماهه اول

  من اومدم با تعریف غربالگری سه ماهه اول خب صبح ساعت 8  روز 94/8/5 که میشد 12 هفته و 2 روز، رفتیم واسه سونوگرافی.با همسر رفتیم داخل. اولش نینی خوشگلم به شکم خوابیده بود. اینش به مامانش رفته. خانم دکتر کلی باهاش ور رفت تا بالاخره برگشت. واااای چه تکونای خوشگلی داشت. مثل ماهی تو تنگ آب بالا پایین میرفت. دست و پاشو میدیدم که بالا پایین میرفت و منو باباش کلی ذوق میکردیم. آخراش همسرم اجازه گرفت و یه تیکه فیلم گرفت. گفت همه چیر خوبه و طول سرویکس هم 44. جنسیت رو پرسیدم که گفت الان خیلی زوده و معلوم نیست. راستش جنسیت الان واسه من خیلی مهم نیست و اصل سالمو صالح بوnنشه. بنا به یه دلایلی دوست دارم پسر باشه و به یه دلایلی دوست دارم دختر باشه...
12 آبان 1394

حال این روزام

سلام نی نی نازم،همسر گلم یا دوست خوبم که داری اینو میخونی الان 9 هفته و سه روزمه. حالت تهوعای دائمی ام همچنان هست. لزوما هر روز بالا نمیارم ولی همون حالت تهوع خیلی سخته. سرفه هام هم خوب نشده و همون حالت تهوع رو تشدید میکنه اولین سونوگرافی که رفتیم 7 هفته و 3 روز بود. وقتی گفت همه چی عالیه یعنی قلب و ساک حاملگی تشکیل شده، خیلی خوشحال شدم و خندیدم و همسرم رو نگاه کردم. ولی صدای قلبش رو نذاشت بشنویم.همسرم هم به ذوق صدای قلب نی نی اومده بود.اشکال نداره دفه بعد حتما میشنوه سونوی بعدیم میشه سونوی NT یا همون غربالگری سه ماهه اول.واسه 3 آبان وقت گرفتم. یعنی هفته 12 غذا اصلا نمیتونم بپزم. از هر بویی بدم میاد. چند بار مامانم برام غذا آورد...
15 مهر 1394

شروع از هفته 9 بارداری

سلام به امید خدا میخوام تو این وبلاگ از خاطرات بارداری، حس و حالم، دردو دلام و خلاصه هرچی دلم میخواد بگم تا همیشه هم واسه من هم واسه همسر مهربونم هم واسه زندگیم که داره تو دلم زندگی میکنه بمونه. فعلا هیشکی از این وبلاگ خبر نداره ولی به وقتش به همسرم و نی نیم هم میگم الان هفته 9 و آخرای ماه دومم(X->94/5/11). خیلی حالت تهوع اذیتم میکنه. از هفته 4-5 خیلی خفیف داشتم ولی الان دو فهته ای هست هیچی نمیتونم بخورم. اصلا آشپزی نمیکنم. از بوی غذا حتی فکر کردن به غذا! هم حالم بد میشه. طرفای یخچال آفتابی نمیشم از ترسم قابلمه میبینم حالم بد میشه اسم غذا میاد و یادش میفتم حالم بد میشه! همسرم هم خداروشکر اینارو میدونه و مراعات میکنه. طفلی شبا ...
7 مهر 1394